گمراه نما
پایان راه آنجاست که تو از رفتن باز بمانی 
قالب وبلاگ

 

تفسیر داشتن دو چشم شاید این باشد

نگاهی خیره به پشت سر و نگاهی رو به سوی پیش رو..

دلتنگ روزهای گذشته در این خانه شدم. و آمدم تا بنگارم از روزهای سپری شده ای که منتظر نمی مانند طعمشان را مزمزه کنیم. تلخ و شیرین زنجیر وار می گذرند و جالب آنکه ما را با خود می برند حتی اگر بخواهیم به یکی از همان روزهای طلخ یا شیرین گذشته پیله کنیم.

خلاصه آنکه سوار بر مرکب تیز پای زندگی رو به سوی آینده ای سرشار از موفقیت و تجربه ره سپارم. امیدوارم همه شما عزیزان ره سپار آرزوهای شیرینی باشید که محقق خواهند شد. سال رو به زوال را اینگونه گذراندیم. رفتند عزیزانی که در باورمان نمی گنجید نبودنشان. رفتند و داغ ها سرد شد. جایگاهشان امن انشا الله. و آمدند عزیزانی که صمیمانه انتظارشان را می کشیدیم. قدومشان سبز. و خندیدیم و گریستیم و گذراندیم. پروردگارم را سپاس که امروز قلبم سرشار از عشق اوست.

دوستتان دارم و روزگارتان سرشار از عشق و شادی

[ سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

در تف کوره غم رفتن و نگداختن است

----------------------------------------------------------------

پانوشت: سلام به همه دوستای گلم . من به گمراه نما برگشتم.  

دل نوشت : به همسرم می بالم که زیر مشترک ترین سقفمان صمیمانه خوشبختی را جرعه جرعه به کامم عسل می کند

[ پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۸:٢٤ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

سلام

به تمام نگاه هایی که به گمراه نما سپردید.

با پیغامی آمده ام سرد.

نه چون زمستان است.

چرا که دلم زمستان شده است.

برای آتش هایی که در وجودم به بوران زمستان سپردندشان دعا کنید.

دلم هوای روزگاری را دارد که....

لبخند هایم درد نمی کرد.

-----------------------------------------------------

پا نوشت: میدونم که خیلی کم بودم. مرسی که فراموشم نکردید. برای کنکور 23 بهمنم دعا کنید. روزگارتون خوش و خرم

[ یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

بر مداری ایستاده ام این روزها که گویی زمان و زمین را به سخره گرفته است

مدار من نمی دانم به چه قانونی می چرخد

و من مست سر گیجه ای شده ام که دلم می خواهد از آن بگریزم

«مدار من» را دوست ندارم

راهی می خواهم برای صعود.... درست به درگاه همان عرش کبریایی.

و باز پروردگار را زندگی کنم

دلم میخواهد بر درگاه دلم چند روزی پارچه سیاه بیاویزم

رویش بنویسم کسی نمرده  فقط چند روزی تعطیل است.

دلم دنیا را تعطیل می خواهد.

[ شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٠۳ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

 

سلام پاییز

درد را که مرور می کنم میبینم چقدر هم رنگ شده ام با زردی تو

و چقدر بعضی دوست داشتنی های رویاهایم دورند

و چقدر مانده تا باور کنم......

و تمام آنچه باید فراموش کنم مرا می سازد و مرا می سوزد

سخت است.... حتی سخت تر از تمام تمام شدنها

و من میخواهم از این روح ظریف و بی پروا تندیسی زیبا بسازم

تیشه هایت را محکم تر بزن زمان ... محکم تر بزن زمین ... اینجای داستان را مردانه طاقت می آورم

[ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥۱ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

 

و خدایی که در این نزدیکی است

خبر خبر خبر.................

خدا جونم شکرررررررت

وااااااااااااااااای حالم خیلی خوبه

ممنونتم همسرم

ایشالا همیشه موفق موفق موفق باشی

یوووووووووووووهوووووووووووووووووووووووووووهوراهوراهوراهورا

هوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهورا

[ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]


من تورا می فهمم و تو مرا
اما عمیقاً با تمام دخترانه هایم
با تمام تاولهایی که از عبور از این گذرگاه دارم
و تمام زخمهایی که نفهمیدم نشستنشان را به تن نحیفم
از تو می خواهم
چشم بگشا
آخر می دانی چه میشود
وقتی از این پل گذشتی
چشم میگشایی
یا میشود مراد دلت
و یا آوارهایی که نمی دانی کی ریختنشان می خواهد تمام شود 
دوره ات می کنند
پس از همین حالا نگاه کن
هم با چشم دل هم با چشم عقل
--------------------------------------
پا نوشت: رسماً میگم خیلی دوست دارم سجادم - مبارکت باشه نفسم
دل نوشت: میخوام..... همونی که خودت می دونی
دعا نوشت: خدایا به همه سلامتی بده و طعم عشق رو توی زندگی هامون جاری کن
[ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

به نظرم ما همه همان فلانی هایی هستیم که بهمانی ها در باره مان روزی 
هزار بار پرونده میسازند و زیر آب می زنندو تا شاید مثلاً با این له شدن ها و 
له کردن ها برای خود پله بسازیم که بالاتر باشیم
آخرش که چه؟
مگر خدا همین نزدیکی ها نیست؟
دنبال چه هستیم که اینقدر پی بالا رفتن های بی خودی له له می زینیم؟
خداوند..... آنگاه که مبهوت لذایز ویرانگر این دور خاکی شدم تنها تو مرا از میان 
این همه مبهم، که نه با تو معنا میگیرد و نه بی تو، به سمت خود بالا بیاور.
و چونان که بهترین هایت را به خلوت میخوانی مرا نیز، با اینکه قابل نخواهم شد
 به همنشینی بپذیر.
خداوند....... نزدیک تر از....
-------------------------------------------------------
پا نوشت: این روزها که میگذرد نمی دانم چرا اندوه درونت دنیایم را به تسخیر کشیده 
است.
دل نوشت: تا گذر از این هفت خان میخواهم تمام نشوم. محکم
[ دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

 

عید فطر رسید

یعنی خدا حافظ رمضان 

یعنی بسته شوید دربهای باز باز باز آسمان

یعنی شمارش باز هم با حساب و کتاب

یعنی اگر احساست میگوید بخشیده نشدی در قدر

منتظر بمان یک روز دیگر باقیست.... عرفه و باز هم درهای باز باز باز آسمان

و عیدی می بارد از دستان خدا

و پروردگار این بار کاسه ام را وارونه نگرفته ام 

از تو خواهش میکنم. برای من هم عیدی میریزی؟؟؟؟

---------------------------------------------

پانوشت: برای من و سجاد دعا کنید. و از خدا برامون روزای  پر خیر و برکت بخواید و اینکه ایشالا زودتر بریم زیر یک سقف

اجابت نوشت: خداوند به موسی ع گفت با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ای و موسی گفت چگونه ممکن است؟ خداوند گفت به دیگران بگو برایت دعا کنند. تو با زبان آنها دعا نکرده ای

[ پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

و خداوند

این روزها که تنها تو میبینی ام و میدانی چگونه در راه زلالیت دست و پا میزنم

تمام سو سوی امیدم نگاههای نگران توست

که مرا مرور میکنی و عاشقانه منتظر ناب شدنم مانده ای

و خداوند یادم نیست که تو بیقرار تر هستی یا من

من که بر غیر تو توکل کرده ام و شفا از غیر تو خواسته ام

و خوب یادم هست که بی وفا شدم در دنیای خاک که دلم را سرد کرد از عشق آسمانیت خداوند

و اینک رمضان.... دارم به سویت پر میگیرم و بیقرار تر از همیشه

آیا بالهای پروازم را قوت می بخشی خداوند؟

ای نزدیکتر از.......

--------------------------------------

پا نوشت: غریب مانده ام خدا در اینجا درست در عصر انسان بدون تو

دل نوشت: عزیز دلم ایشالا رمضان دیگه در کنار هم بال پرواز آرزو میکنیم

[ یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

شب قدر گذشت امید به رحمت یار دارم و اجابت و نزول برکات

دعا کردم و دلم مرحمت می خواهد

و باور دارم خدای خوب منی

[ پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

نفسم میگیرد وقتی تو در دلت غم باشد

و من دلم غمگین

نفسم میگیرد اگر روزمره هامان مرور دوری باشد

و عادت ها به ما هجوم می آورند که مهر سکوت بکوبید به ناقوس های دروازه های انتظار دل

ولی من اینجا بیقرار توام

و گوش به عادت ها نمی سپارم چرا که نوای انتظار تو بهترین موسیقی من است

پس زودتر بیا 

---------------------------------

پا نوشت: باید عذر طلبید چرا که توانم را ربوده اند این بسیار ندیدن ها

دل نوشت: دست بوسم عزیزم

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]
[ چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳٠ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]
[ یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤۳ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

آشفته ی تو بودن زیباست 

اینگونه از عشق تو سرشارم که پای کوبان و نغمه زنان

تو را زمزمه میکنم

و آرامشی را که تو بر من ارزانی داشته ای پوستینی کرده ام بر این جسم آشفته

انگار دیوانه ای را در بند کرده باشی

موی به باد می سپارم و تورا نفس میکشم خداوند

-------------------------------------------------------

پانوشت: برای عشق بی نظیرم که آشفتگی هایم را در آغوشش به خواب میبرم

دل نوشت: خداوند لحظه هایمان را مملوتر کن از خوشبختی و سعادت

[ پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان ممنون که وقت گذاشتید
نويسندگان
صفحات اختصاصی
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir