گمراه نما
پایان راه آنجاست که تو از رفتن باز بمانی 
قالب وبلاگ

دروازه ‏های آسمان گشوده می‏شود و زمین، در ستاره ‏باران میلادی

بزرگ، به هلهله می‏نشیند.

در نیمه راه برکت ‏خیز رمضان، رایحه شکوفه‏ های یاس است که کوچه

‏ های مدینه را آکنده است.

حسن علیه‏ السلام با چشمانی علوی می‏آید و افق، رسیدن ارجمندش

را دف می‏کوبد. صدای آمدنش، طنین مهربانی و کرامت است. شانه‏ های

صبورش را زمین به تجربه می‏نشیند؛ آن‏چنان‏که سمفونی سکوتش را.

او با نگاهی از جنس باران می‏آید و آب‏های آزاد جهان، ماهیان تشنه دلش

را میزبان می‏شوند.

هرگز غروب نمی‏کنی

کوه یعنی تو؛ ولی تو را نادیده انگاشتند و تحمل بی‏پایانت را بی‏شرافتان

تاریخ، اینچنین به جولان نامردمی کشاندند.

آسمان، تویی که وسعت دلت، زبانزد آب‏های زمین است.

ای فرزند حماسه و رأفت! تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را یارای

به خاک ریختنت نیست. جاودانه ‏ای؛ آن گونه که عشق‏خواهی تنید؛

آن‏چنان که باران، رگ‏های خاک را.

ایمان داریم که طلوع مبارکت را هرگز غروبی نیست.

ای حسن بی‏نهایت!

از بازوان حیدری علی علیه ‏السلام ، تا لبخندهای معطر فاطمه

علیهاالسلام نور ابدی توست که کوچه‏ های جانمان را روشن کرده

است.

آسمان در آسمان، سپید پرواز توست که این‏چنین، قفس ستیزمان کرده

است.

ای حسن بی‏نهایت! طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته

نشود؟

وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم، خم نکند؟!

تو از گفت‏گوی مهتاب آمده ‏ای؛ با کلامی که خورشید می‏پاشد. در معطر

صدایت، نفس تازه می‏کنیم و آینه‏ های حضورت را به استقبال، شکوفه

می‏پاشیم.

[ شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]


می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد.

وقتی که زنگ را زدند بیدار شد، باعجله دو مسأله را که روی

تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد

و بخیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به

منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد.

هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش

بر نداشت.سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد.

استاد بکلی مبهوت شد، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل

غیر قابل حل ریاضی داده بود.

اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی

کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل

است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل

کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.

        برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

[ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

خورشید

برای باز آمدن است که می رود.

نگران نباش

به زودی ...

ما به راهِ روشنِ آرامش خواهیم رسید.

فقط کافی ست ...

تاریکی بی پایانِ پیش رو را تحمل کنیم

حتماً سپیده دم سر خواهد زد

و خورشید باز خواهد گشت ...

[ چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان ممنون که وقت گذاشتید
نويسندگان
صفحات اختصاصی
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir