گمراه نما
پایان راه آنجاست که تو از رفتن باز بمانی 
قالب وبلاگ

اسوه جوانان هاشمی حضرت علی اکبر ع سر سپرده و گوش به فرمان امامش بود. نه برای آنکه امام زمانش کسی نبود جز پدرش که از جان عزیزتر می داشتش. زیرا که او خوی پیامبر داشت. شبیه ترین عالمیان در صورت و صیرت و اخلاق به نبی خاتم بود. و اولین کسی بود که اذن میدان گرفت.

شاید میخواست پیش مرگ شود برای پدر. و غوغایی به راه انداخت با دلاوری هایش

و اگر جز این بود باید تعجب میکرد. راستی لیلا در کربلا نبود تا به وقت زخم خوردن فرزندش مویه کند چنگ به صورت بزند هلهله راه بیندازد. اما چه غم که زینب برای علی به ازای هزار هزار مادر مویه کرد و موی پریشان کرد و اشک ریخت.

و علی اکبر بود تنها کسی که رو به پدر گفت نیا بر بالینم که من سر به دامان پیامبر دارم.دل آرام کن پدر که من سیراب کوثر شدم

[ دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

 دشمن گمان می برد که دو نفر را اگر از سپاه امام جدا کند کمر امام می شکند. یکی عباس بن علی و دیگری علی بن حسین.

و چه گمان باطلی ! عباس یک عمر زیسته بود تا در رکاب حسین بمیرد. یک عمر جانش را سر دست گرفته بود تا به کربلای حسین بیاورد. حالا دشمن نسب امالبنین را بهانه کرده بود تا از مسیر قبیله بنی کلاب خودش را به ماه بنی هاشم برساند.

گوش کن لیلا.... پیشنهاد امان به علی اکبرت نیز اگر نه بیشتر که به همان اندازه ابلهانه بود.

علی تو همان دم اول شمشیر یاس را بر سینه شان  فرو نشاند و فریاد زد:

« من نسب به پیامبر می برم. آنچه افتخار من است قرابت رسول الله است. باقی همه هیچ.»

[ شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

امام نگاهش را به نگاه علی اکبر دوخت و فرمود: لحظه ای خواب مرا در ربود و سواری را دیدم که پیام مرگمان را با خود داشت. می گفت این قوم روانند و مرگ نیز از پی ایشان. دریافتم که جانمان بشارت رحیل می دهد.

سوار من، علی اکبر من، مژگان سیاهش را فرو افکند. با نگاه به دستهای پدر بوسه زد و گفت: پدر جان! خدا هماره نگهبانتان باد! مگر نه ما بر حقیم؟! 

پدر فرمود: چرا پسرم! قسم به آنکه جانمان در ید قدرت اوست، و بازگشتمان به سوی او، ما حقیقت محضیم.

پسر عرضه داشت: پس چه باک از مرگ پدر جان!

از این کلام با صلابت پسر ، لبخندی شیرین بر لبهای پدر نشست. نه؛ تمام صورت پدر خندید، حتی چشمهایش و فرمود:خداوند برترین پاداش پدر به فرزند را به تو عنایت کند ای روشنای چشم من!

------------------------------------------------------------------------------------

پا نوشت1: شروع ماه محرم را به تمامی خوانندگان پست های محرم نوشت درگمراهنما و مخصوصاً محضر امام زمان عج تسلیت میگویم

پا نوشت 2: این محرم پست هایی را ارائه می دهم از کتاب خواندنی پدر، عشق و پسر نوشته سید مهدی شجاعی.

دل نوشت: جوانی فصل سعود تا کمال است یا سقوط تا....  در همین رابطه به معرفت  شناسی حضرت علی اکبر ع در واقعه کربلاو سرسپردگی بصیرانه ایشان میپردازم. با نظرات گرمتون دلگرمی ادامه این معرفت شناسی باشید

گمراهنما نوشت: خانه ی حقیرانه ام را سیاه می پوشانم برای تسلای امام زمانم که این کمترین همراهی غمی به عظمت تاریخ باشد شاید. وحزن بی سابقه ای که این روزها بر دلم نشسته است را با شما تقسیم می کنم

....نوشت:   صمیمانه التماس دعا.

[ جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢۳ ‎ق.ظ ] [ گمراه نما ]

این راه به کجا می کشاند مرا؟
از رفتن گریزی نیست
اما چرا در هر گام بیشتر به بن بست میماند؟!
چشمانم عشق و قطب نمایم صدای نفس هایت
دلگیرم از امتداد سکوت
که خیال نبودنت را زمزمه میکند
دلت گرم میشود.... سرت را هم سرگرم میکنی که بهانه های کودکانه
 اما عاشقانه ام روزگارت را مشوش نکند؟
منم....می شنوی مرا؟
بعد از این پیچ آیا پلی هست که مستقیم تبعیدم کند به آرزوی داشتنت؟
میترسم که به حادثه ای هولناک
با سرعت خواستنها برخورد کنم به دیوار بلند دلت
درست همانجا که محکومم به ورود ممنوع
--------------------------------------------------------
پا نوشت: دلم بدجور گرفته از حوادثی که این چند روز رخ داده.... کی دوباره دل خوش میشم؟
دل نوشت: میخواهم دوباره زمزمه کنم ..... در گوشت..... ای خدا دلتنگم.... چقدر دلم پرواز می خواهد. 
 همان خلا’ نبودن را
محرمانه: در آن لحظه که کم تر لایقم بیشتر محبت کن زیرا که محتاج ترم
[ دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

 

در این عید بزرگ چون مومنی را ملاقات کنید این تهنیت را بگویید:

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام

 

عید بزرگ شیعیان بر همه مبارک. حاجات برآورده باد انشاالله

[ شنبه ۱۳ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]

به طه به یاسین به معراج احمد            به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی

به وحی الهی به قرآن جاری                به تورات موسی (ع) و انجیل عیسی (ع)

بسی پادشاهی کنم در گدائی            چو باشم گدای گدایان زهرا (س)

چه شبها که زهرا دعا کرده تا ما            همه شیعه گردیم و بی تاب مولا

غلامی این خانواده دلیل و                    مراد خدا بوده از خلقت ما

مسیرت مشخص امیرت مشخص          مکن دل دل ای دل، بزن دل به دریا

که دنیا به خسران عقبا نیارزد              به دوری ز اولاد زهرا (س) نیارزد            

 

اگر عاشقانه هوا دار یاری                     اگر مخلصانه گرفتار یاری

اگر آبرو میگذاری به پایش                      یقیناً یقیناً خریدار یاری

بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟           چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟

به شانه کشیدی غم سینه اش را؟        و یا چون بقیه تو سربار یاری؟........

----------------------------------------------------------------------------------

پا نوشت: یه آهنگ فوق العاده در باره حضرت مهدی (عج) که قسمتی از متنشو نوشتم. پیشنهاد می کنم بعد از دانلود حتماً گوش کنید

لینک دانلود

[ جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]


شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست

فلسفه ی وجودی اش، غم تمام انبیاست

بر دل حکومت می کند هر جمله اش دانی چرا؟

چون عرفه ورودِ به، محرم و کربلاست

[ سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٥٩ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان ممنون که وقت گذاشتید
نويسندگان
صفحات اختصاصی
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir