گمراه نما
پایان راه آنجاست که تو از رفتن باز بمانی 
قالب وبلاگ

 دشمن گمان می برد که دو نفر را اگر از سپاه امام جدا کند کمر امام می شکند. یکی عباس بن علی و دیگری علی بن حسین.

و چه گمان باطلی ! عباس یک عمر زیسته بود تا در رکاب حسین بمیرد. یک عمر جانش را سر دست گرفته بود تا به کربلای حسین بیاورد. حالا دشمن نسب امالبنین را بهانه کرده بود تا از مسیر قبیله بنی کلاب خودش را به ماه بنی هاشم برساند.

گوش کن لیلا.... پیشنهاد امان به علی اکبرت نیز اگر نه بیشتر که به همان اندازه ابلهانه بود.

علی تو همان دم اول شمشیر یاس را بر سینه شان  فرو نشاند و فریاد زد:

« من نسب به پیامبر می برم. آنچه افتخار من است قرابت رسول الله است. باقی همه هیچ.»

[ شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ گمراه نما ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان ممنون که وقت گذاشتید
نويسندگان
صفحات اختصاصی
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir