روزمرگی

شنیده بودم که قدیمی ها میگفتند...

امان از آن زمان که عشق شیرین و فرهاد ،یا لیلی و مجنون ، یا هر عاشق و شیدایی

اسیر روزمرگی شود.

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

شاید ز خواب شیرین فرهاد رفته باشد

------------------------------------------------------------------------------

پا نوشت: این روزها کوله بارم ناخداگاه دارد پر میشود از حجم عظیم و سنگین خاطراتی که از سر حیرت، ناگزیر با خود میبرمشان. این روزها روزهای سختی است. خیلی سخت.

خود نوشت: شانه هایم، با شمایم ، از اینکه کم نمی آورید و همراهم این کوله بار را تحمل می آورید سپاس گذارم

منطق نوشت: زیر و بم زندگی سخت یا آسان آنچنان بر تو میگذرد که از خاطر ببری شاید روزی عاشق بوده ای.

/ 0 نظر / 7 بازدید