یا آنچه یافت می نشود، شیخ آن بده

تا بال در بیاورم از نو زمان بده

افتاده ام به قعر خودم، ریسمان بده

بالم شکست بس که نگاهت دریغ شد

یک جرعه پر کشیدن از آن آسمان بده

دلواپس از شبم که شده رونوشت روز

آرامشی به این جسد نیمه جان بده

با آن نشانه های اهوراییت بتاب

باغی برای رستن از آتش نشان بده

چون گندمی که سن زده از خویش خالییم

آفت به سیر پختگی ام خورد، نان بده

بغضم نشسته منتظرت باز بشکفد

هی می شکوفد از گل من گل، امان بده

تا لحظه های رنگی و گرم طلوع تو

بارانی ام اجازه رنگین کمان بده

یا دست رد بزن به امیدم میان شهر

یا آنچه یافت می نشود، شیخ آن بده

 

/ 5 نظر / 20 بازدید
چشم انتظاری

جال بود [چشمک]

پریسا

سلااام پایین صفحه ی ارسال مطلب جدید قبل از دکمه های انتشار و پیش نویس باید گزینه ی " محافظت شده توسط رمز عبور " رو فعال کنی برای مطلب خصوصی ممنون اومدی [گل]

آرام

سلام . مرسی که سرزدی . از آشنایی بات خیلی خوشحال شدم . موفق باشی [گل]