پاییز

 

سلام پاییز

درد را که مرور می کنم میبینم چقدر هم رنگ شده ام با زردی تو

و چقدر بعضی دوست داشتنی های رویاهایم دورند

و چقدر مانده تا باور کنم......

و تمام آنچه باید فراموش کنم مرا می سازد و مرا می سوزد

سخت است.... حتی سخت تر از تمام تمام شدنها

و من میخواهم از این روح ظریف و بی پروا تندیسی زیبا بسازم

تیشه هایت را محکم تر بزن زمان ... محکم تر بزن زمین ... اینجای داستان را مردانه طاقت می آورم

/ 0 نظر / 10 بازدید