محرم نوشت 1

امام نگاهش را به نگاه علی اکبر دوخت و فرمود: لحظه ای خواب مرا در ربود و سواری را دیدم که پیام مرگمان را با خود داشت. می گفت این قوم روانند و مرگ نیز از پی ایشان. دریافتم که جانمان بشارت رحیل می دهد.

سوار من، علی اکبر من، مژگان سیاهش را فرو افکند. با نگاه به دستهای پدر بوسه زد و گفت: پدر جان! خدا هماره نگهبانتان باد! مگر نه ما بر حقیم؟! 

پدر فرمود: چرا پسرم! قسم به آنکه جانمان در ید قدرت اوست، و بازگشتمان به سوی او، ما حقیقت محضیم.

پسر عرضه داشت: پس چه باک از مرگ پدر جان!

از این کلام با صلابت پسر ، لبخندی شیرین بر لبهای پدر نشست. نه؛ تمام صورت پدر خندید، حتی چشمهایش و فرمود:خداوند برترین پاداش پدر به فرزند را به تو عنایت کند ای روشنای چشم من!

------------------------------------------------------------------------------------

پا نوشت1: شروع ماه محرم را به تمامی خوانندگان پست های محرم نوشت درگمراهنما و مخصوصاً محضر امام زمان عج تسلیت میگویم

پا نوشت 2: این محرم پست هایی را ارائه می دهم از کتاب خواندنی پدر، عشق و پسر نوشته سید مهدی شجاعی.

دل نوشت: جوانی فصل سعود تا کمال است یا سقوط تا....  در همین رابطه به معرفت  شناسی حضرت علی اکبر ع در واقعه کربلاو سرسپردگی بصیرانه ایشان میپردازم. با نظرات گرمتون دلگرمی ادامه این معرفت شناسی باشید

گمراهنما نوشت: خانه ی حقیرانه ام را سیاه می پوشانم برای تسلای امام زمانم که این کمترین همراهی غمی به عظمت تاریخ باشد شاید. وحزن بی سابقه ای که این روزها بر دلم نشسته است را با شما تقسیم می کنم

....نوشت:   صمیمانه التماس دعا.

/ 2 نظر / 7 بازدید
چشم انتظاری

سلام بر آقایی که در عین تشنگی سیراب از دنیای پست مان بود [گل][گل][گل]

حسن عاملي

سلام اين را خيلي وقت پيش نوشته ام....بخوانيد خوشحال مي شوم: صدای نوحه خوانها می آید . دسته های عزاداری راه افتاده اند . به جستجوی پیراهن سیاهی نیستم از پی "حسین وارث" می گردم ... http://asak-blog.persianblog.ir/1387/10/